ღஜღشــــــــکــــــــســـــتـ غـــــــــرورღஜღ
روزگار شاهزاده GEM TV
سریال روزگار شاهزاده نسخه کامل تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران |
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
دلم می خواد یه چیزی رو بدونی
دیگه نه عاشقی نه مهربونی
منم دیگه تصمیمم رو گرفتم
اصلا نمی خوام که پیشم بمونی
دیشب که داشتم فکرام و می کردم
دیدم با تو تلف شده جوونی
یه جا یه جمله ی قشنگی دیدم
عاشقو باید از خودت برونی
چه شعرایی من واسه تو نوشتم
تو همه چیز بودی جز آسمونی
یادت میاد منتم رو کشیدی ؟
تا که فقط بهت بدم نشونی ؟
یادت می اد روی درخت نوشتی
تا عمر داری برای من می خونی ؟
یادت میاد حتی سلام من رو
گفتی به هیچ کس نمی رسونی
حالا بیار عکسامو تا تموم شه
اگر که وقت داری اگه می تونی
نگو خجالت می کشی می دونم
تو خیلی وقته دیگه مال اونی
خوش باشی هر جا که می ری الهی
واست تلافی نکنه زمونی
گمشده ام ، در یک قفس سرخ ،در یک باغ پر از گلهای سرخ محبت و عشق...
گمشده ام ، در قلب یک عاشق ، در قلب یک مجنون ....
گمشده ام ، در یک آغوش گرم ، در دشت پر از آرزو و امید ...
گمشده ام ، در کنار دریا ، لحظه غروب خورشید ، درون دستهای گرم یک معشوق....
گمشده ام ، در کوهستان و صحرا ، در آسمان و این دنیا!
من یک گمشده پر آوازه ام ، یک گمشده در دنیای قلبها!
آری همانم که دلم میخواهد تا آخر دنیا همان گمشده در آن قلب سرخ باقی بمانم!
آری من همانم که مجنونم ، و تو همانی که سالها در جستجوی اویم!
من همانم که عاشقم ، و تو همانی که همیشه در پناه اویم!
گمشده ام در این قلب سرخ و مهربانت ، زنده مانده ام با عطر نفسهایت ، آن صدای مهربانت و با آن خونی که در قلبت جاریست....
آری من همانم که تو میخواستی و تو همانی که من آرزویش را داشتم...
گمشده ام در یک خانه دل سرخ ، در یک دشت سرخ ....
گمشده ام و دیگر نمیخواهم پیدا شوم... دلم میخواهد همیشه و همیشه در این قلب مهربانت گمشده باشم ای نازنینم...
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق یعنی همین!
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.
استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین!
من عاشق توام به وفاداری ام نخندبر گریه های دم به دم و زاری ام نخند
هرگز گناهی از من بیچاره سرنزد
تنها گناهمی به گناهکاری ام نخند
این ماه من شب من از تو روشن است
خواب از سرم پرید به بیداری ام نخند
دربند حرف های تو افتاده ام چه سخت
زندانی توام به گرفتاری ام نخند با دیگران نشستی و خندیده ای به منمن سوگوار توام به عزاداری ام نخند
میدونی طاقت جدایی رو ندارم میخوامکه نری تو از کنارم
ازت زیاد خاطره دارم میخوام اسم تو من نفس بذارم
ازتو بگم در سایه سارم هر جابری من دوستت میدارم
از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون
که خیس میشد تمامسرا پامون شبا همش من خواب تو را می بینم
بین هفت تا آسمون رو زمینم میدونی طاقت جدایی روندارم
با تو مثل صد تا بهارم
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنند
ولی آنها جدی جدی میمیرند.
تو شوخی شوخی به من لبخند زدی
ولی من جدی جدی عاشقت شدم.
تو شوخی شوخی فراموشم کردی
ولی من جدی جدی برات میمیرم.
بار سفر روبسته ام دارم می رم به ناکجا
دارم میرم به یک سفر به جادهای بی انتها
توجاده ای که یک سرش منم با ارزوی تو
تو جاده ای بی انتها منم به جستجوی تو
تو جاده ای که یک سرش تو هستی و نگاه تو
تو جادههای ارزو دارم مرم به راه تو
پنجره های قلبم من واشده به روی تو
راهو به من نشون بده تا برسم به سوی تو
این سر جاده ها منم اون سر جاده ها تویی
نشو نیتو به من بده که مقصدم فقط تویی
انانی موس : عشق مانند جنگ است، آسان شروع می شود و سخت پایان می پذیرد -------------------------------------------------------------------------------
ویکتور هوگو : من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید بار دوم هم نگاه کرد
-----------------------------------------------------------------------------
پدرو کالدرون : اگه عشق دیوانگی نباشد، عشق نیست!! -----------------------------------------------------------------------------
جرج آلن : اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته میمانند، میشکنند
----------------------------------------------------------------------------
الیور واندل هولمز : عشق شاه کلیدی است که درهای خوشبختی را باز می کند.
به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها
گذاشت و رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها
نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا
تورو دارم تنها نیستم اونم منو تنها
گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم : تا تورو
دارم تنها نیستم موندو همدم و مونسم
شد
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بیرنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
می گویند یک دقیقه طول می کشد
تا شخص خاصّی را بیابی
یک ساعت طول می کشد
تا او را ستایش کنی
یک روز طول می کشد
تا دوستش بداری
اما یک عمر تا فراموشش کنی
وقتی سـرت رو شونمه درد و بـلات به جونـمه
جون به جونم اگر کنن خاطر خواهی تو خونـمه
دلم می خواد باهات باشم رفیق پا به پات باشم
سـایه بـه سـایه دم بـه دم بـمـیرمو فـدات بـشـم
تصدّق رنگ چشات شـب و سـتاره هاش فـدات
نـظـر بـذار اراده کـنـم هـر چـی دارم فـدات کـنـم
سـتـاره بـارونـت کـنـم جـونـمو قــربـونـت کـنـم
وقتی سـرت رو شونمه درد و بـلات به جونـمه
جون به جونم اگر کنن خاطرخواهی تو خونمه
از آن روزی که من دیدم نگاهت
شدم عاشق به چشمانت سیاهت
آن وقت عشق تو روز و شبم بود
به هنگام شب بالین سرم بود
یک روز از عشق تو غافل نبودم
به عشق دیگری حاصل نبودم
تو بودی عشق من فقط تو بودی
تو هستی عشق من فقط تو هستی
اگه یک روز فهمیدی که هزار نفر دلشون برات تنگ شده
بدون اولیش منم
اگه یک روز فهمیدی که صد نفر دلشون برات تنگ شده
بدون اولیش منم
اگه یک روز فهمیدی که ده نفر دلشون برات تنگ شده
بدون اولیش منم
اگه یک روز فهمیدی که یه نفر دلش برات تنگ شده
بدون منم
اگه یک روز فهمیدی که هیچ کی دلش برات تنگ نشده
بدون من مُردمگفتی دوستت دارم
گفتی روی قولت می ایستی
همین هم شد
قولت رو زیر پا گذاشتی
و روی اون ایستادیاز آتیش پرسیدم محبت چیست؟
گفت از من سوزانتر است
از گل پرسیدم محبت چیست؟
گفت از من زیباتر است
از شمع پرسیدم محبت چیست؟
گفت از من عاشق تر است
از خودش پرسیدم محبت چیست؟
گفت نگاهی بیش نیستخواستم سوی عشق روم گفتند گناه است
خواستم به عبادت روم گفتند خرافات است
خواستم سوی زندگی روم راه بستند
خواستم گریه کنم گفتند بچه گانه است
حالا سکوت می کنم می گویند عاشق استدلم برات تنگ شده جونم می خوام ببینمت نمی تونم
بین ما دیوارهای سنگی فاصله یک عمره می دونم
بغض ترانمو شکستم می خوام بگم عاشقت هستم
تو عین نا باوری یک شب خالی گذاشتی هر دو دستم
توبودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته من
نیمه شب
از خوابم پا می شم نیستی پیشم
باز دیوونه می شم دوری تو تیشه زد به ریشم
نیستی پیشم
بی صدا . از من خالی می شم
همصدا . با بی بالی می شم
گونه هام . خیس از شبنم غم
نیستی پیشم
توبودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته من
تو که نیستی از خودم بی خبرم
کی بیاد وکی بشه همسفرم
دل من از تو جدا نیست
این هوا بی تو هوا نیست
چی بگم از کی بگم
دیگه غم یکی دوتا نیست
تو که نیستی از خودم بی خبرم کی بیاد وکی بشه همسفرمبهتر ازمن چه کسی عاشقتر از من چه کسی
واسه عشق تو دیوونه تر از من چه کسی
اگه قربونی می خواستی بهتر از من چه کسی
واسه پیش مرگ تو آماده تر از من چه کسی
تو اگه چشمه بودی تشنه تر از من چه کسی
واسه دلداری دادن خسته تر از من چه کسی
بهتر ازمن چه کسی عاشقتر از من چه کسی
واسه عشق تو دیوونه تر از من چه کسی
همه راهها رو به من سد کردی عشقمو رد کردی
به خودت بد کردی به خودت بد کردی
فصل گل فصل اقاقی فصل سازگاری ساقروساقی
فصل خوب انتظار از پشت شیشه فصل دل بستگی ساقه و ریشه
همه راهها رو به من سد کردی عشقمو رد کردی
به خودت بد کردی به خودت بد کردی
واسه تسلیم ورضادست و پا بسته تر از من چه کسی
در پرستیدن تو دیگه وارسته تر از من چه کسی
بهتر ازمن چه کسی عاشقتر از من چه کسی
واسه عشق تو دیوونه تر از من چه کسی
همیشه از نگاه تو باتو عبور می کنم
از اینکه عاشق توام حس غرور میکنم
دوباره باسلام توتازه تازه می شوم
با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم
با تو ستاره می شوم ......
ازسایه های ملتهب همیشه می گریختم
با رفتن تو هر نفس بغض دوباره می شوم
ناجی شام شوکران"با دل عاشقم بمان
به حرمت حضور تو چون تو یگانه می شوم
خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت
با تو ستاره می شوم ......
می گویند عشق را به کسی بده که لایق آن باشد نه تشنه آن . زیرا تشنه روزی سیراب می شود .
سفره عشقمونو با همدیگه وا بکنیم
کاش تو این شهر غریب صدای آشنا بیاد
دل من هواتو کرده فقط هم تو رو می خواد
شــعله ی عشـــق و توی چشمـام ببین
ببیــن کــه از تــب عشــــق دارم آب مــــیشـم آســــــون
تـــوی دســـت های گـرمـت مــــنم بــــرف زمــــــستون
بــه مــن نــخنــد عــزیــزم پـــــریشـــونم پـــــریشـــون
به مـن یا رب چه بخشیـــدی که رد کردم
فقط در عـــــاشـقـــــی یا رب مــدد گفتــم
شـــدم عـــــاشـــق تمنــــــای مــدد کـردم
اگــر روزی نباشــــی نیستم مـــن
در این سینه دلــــی دیـــوانه دارم
چه گـویم دشمنــی در خـانـه دارم
بــود و نبـودت انگار فرقی بـرام نداره
قربون برم خـــدا رو خدای عاشــقا رو
رفتی وبرد ازاین دل درد گذشته ها رو
از عشـق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم
این دست من و دامنت ای عشـق کجایی
یک عمره که از عشق فقط قصه شنیدیم
خـــــــدا خودش میدونه توئـــــی عزیزترینم
گفتـی که بر می گردی وقتی که گل در اومد
صبـــــر دلـــــم ســر اومد از تـو خبر نیومد
خوبی /خوبم میدونی چقدر سخته دوربرتو نگا کنی همه رو ببینی الا یه نفر / آره سخته خیلیم سخته . میدونی که میدونم دلمون تو تنهایی داره برا خودش آواز غم میخونه دیگه چیکارش باید کرد بذار بخونه کی به کیه این عشق برا قلبمون یدونه بود اومد و رفت البته خاطراتشو برامون یادگاری گذاشت میدونی بیا یه کاری کنیم قید همرو بزنیم و به کسی اجازه هم ندیم کسی وارد قلبمون بشه و یادگاریهای یکدونه معشقمونو خراب کنه قبول میکنی/ نمیدونم یعنی تا آخرش تنها بمونیم . نه دیوونه تنها نیستیم که من هستم قلبمون هستش قلبی که هر روز خاطرات خدای عشقمونو تو خودش جا داده و اون روزارو برامون
زنده میکنه بیا قول بده تا زمونی که زنده ای از خدای عشقمون بنویسیم و بگیم و با خاطراتش بمیریم قبوله؟/باید فکر کنم باید فکر کنم/فکر کن میدونم که تو هم به اون نتبجه ای میرسی که من رسیدم
![]()
در جوانی گریه کردم هیچ کس یادم نکرد
ارزوی مرگ کردم هیچ کس یادم نکرد
در جوانی ناله کردم هیچ کس باورم نکرد
در قفس جان دادم صیاد ازادم نکرد
چون جوان بودم هیچ کس پروازم نداد
چون مردم پروازی هست در یاد![]()
سکوت نه از بی صداییست...
نفس هست و حرف هم...
ناگفته ها و گفته شده ها...
شنیده ها و نشنیده ها...
سکوت از نبودن بغض نیست...
از بی دردی نیست...
سکوت از عادت نیست...
از روزمرگی و فراموش شدگی...
از خواب و رخوت و بی حوصلگی...
از دلتنگی...
سکوت از فریادهای در گلو مانده است و نعره هایی که هیچ وقت شنیده نشد...
همه چیز هست و گوشی نیست برای شنیدن...
جز سکوتی که گاه و بیگاه همدم فریادهایی است که بی خبر و ناخواسته از روزهایی دور میاید... از دلتنگیهایی که فراموش شده
یک شب گرم وتب آلود آمدی از شهر یاران
ناگهان از هر جوانه گل بر آمدچون بهاران
ای تو از نسل بهاران ای امید سبزه زاران
ای صدایت پاک و معصوم چون سرود چشمه ساران
ای نگاه تو همیشه مثل دریا بی کرانه
ای که نامت در زمانه گشته در خوبی فسانه
کرده اینک در دل من آتش عشق تو خانه
ای که نامت بر لب من معنی خوب سرودن
خوشترین ایام عمرم لحظه های با تو بودن
خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم
رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛
یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
این همه خونی که دنیا در دل ما می کند
جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند
هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم
تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم
زندگی دیگر مهربان نبود٫ آسمان غریبانه میگریست. لبانم دیگر لبخندی را تجربه نکرد. چشمه ی اشکم در لحظه های نبودنت خشکید. سکوت وسعت تنهاییم را معنا بخشید...
کاش میتوانستم بگویم چقدر دلتنگ لحظاتی هستم که ساده از ان گذشتم. زندگی در حالی سپری میشه که نمیدانم ایا فردایی هست یا نه؟ و من به این امید زنده ام که یک روز به او برسم و سرود زندگی را زمزمه کنم
![]()
![]()
چی بگم از دست تو ای روزگار
ای که در ناپایداری پایدار
دیگه دستتو بذار تودست من
به تو چی میرسه از شکست من
ازم آرام و بگیرراحت دنیا مو بگیر
امااحساسی که من بهش دارم ازم نگیر
اگه گنجی سررهمه جلوی رامو بگیر
اگه دنیا همه کامه همه دنیامو بگیر
اما احساسی که من بهش دارم ازم نگیر...



استخدام در سیستم کسب درآمد از فروتل
وبلاگ فروتل راهی است برای پول دارشدن.
5000هزارتومان جایزه عضویت بگیرید.
پول دار شدن را با ما تجربه کنید.
موج دلتنگیها طوفان دلخوشیهایم شده ...
ناصبوری ام را لغزش به حساب نیاور ...
دنیا رفیق مزاحم است ... کودکی ام را پس نمیدهد....
خـــدایا :
میخواهم برایم بگویی چرا خوابِ شبهای دلتنگیم تعبیر نمی شود؟
چرا هفت فصل عاشقی بهار ندارد ؟
چرا دیگر استجابت دعاهایم تمام شده ؟
میخواهم بدانم ! زمانه که مرا به بازی گرفته به بهشت میرود یا جهنم ؟
کاش اسمان حرف کویر را می فهمیدواشک خودرا نثارگونه های خشکیده ان می کرد....واژه حقیقت انقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردن ان به شهامت نیازی نبود...کاش بهار انقدر مهربان بود که زمین را به دست خزان نمی سپرد...کاش دلها انقدر خالص بود که دعا قبل از پایین امدن دستها مستجاب می شد...

در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در میزند 
در را گشودم روی او 
دیدم غم است در میزند 
ای دوستان بی وفا 
از غم بیاموزید وفا..... 
غم با همه بیگانگی 
هر شب به من سر میزند









